»»چند شعر...

١.حرمت درد

درد تو به جان خریدم و دم نزدم
درمـان تـو را نــدیـدم و دم نـزدم
از حـرمت درد تـو ننـالـیدم هیـچ
آهسـته لبـی گزیدم و دم نــزدم

٢. نمایشگاه:

انــگـار حـبــاب را تمـــاشا کردیـــم
یا رقـص ســراب را تمـــاشا کردیـم
در پرده نه طرحی و نه تصویری بود
تنــها خود قـاب را تمـــاشا کردیــم

٣. خواب چهل ساله:

از خواب چهل سـالهء خود پا شـده ام
گــم بــوده ام و دوبـــاره پیــدا شـده ام
ای حس شکوهمند غمگین و شگفت
امــروز چـــقــــدر با تو زیـــبا شــده ام!

۴. ترانه بارانی(۴):

دیشب باران قرار با پنجره داشت
روبوسی آبــدار با پنجـره داشــت
یکریـــز به گوش پنجـره پچ پچ کرد
چک چک، چک چک... چکار با پنجره داشت؟

/ 1 نظر / 30 بازدید
سپیده

سلام خیلی قشنگ بود.خوشحال میشم به وبلاگ منم سربزنی. www.serghatejomle.blogfa.com