نان ماشینی

آسمان تعطیل است

بادها بیکارند

ابرها خشک و خسیس
هق هق گریه ی خود را خوردند
من دلم می خواهد

دستمالی خیس

روی پیشانی تب دار بیابان بکشم

دستمالم را اما افسوس

نان ماشینی

در تصرف دارد

......

......

......

آبروی ده ما را بردند!

 

 

گتوند-تابستان57

/ 6 نظر / 19 بازدید
فاطمه

چه قدر خوبه که یاد قیصر امین پورو همیشه زنده نگه داریم [گل][گل] بي نگاهِ عشق مجنون نيز ليلايي نداشت بي مقدس مريمي دنيا مسيحايي نداشت بي تو اي شوق غزل‌آلوده‌ي شبهاي من لحظه‌اي حتي دلم با من هم‌آوايي نداشت آنقدر خوبي که در چشمان تو گم مي‌شوم کاش چشمان تو هم اينقدر زيبايي نداشت!

سمیه

یادش تاهمیشه ی شعر زنده وجاری باد

روح الله

سلام شعر زیبایی از قیصر نوشتید ما هم با شعر روز مبادا از ایشان منتظریم

M.H-in esfahan

سلام خیلی خوشحال شدم دیدم در وبلاگ شما درباره ی قیصر مینویسید. من شما را لینک کردم شما هم لطفا من را با نام (You are in my heart) لینک کنید لطفا. خدا نگهدار

مختار

سلام،تشکر،خداحافظ.

همشهري قيصر

از شما بسيار سپاسگذارم كه به اشعار زيباي قيصر امين پور همسايه ي قديمي چند كوچه آنطرف تر ما پرداختيد.ولي صد افسوس كه قيصر پس از مرگ هم مظلوم باقي مانده است هنوز آرامگاه او را درست نساخته اند با اينكه قول هاي زيادي داده شد. از گتوند